تداوم نقش سوار و پرندۀ شکاری در هنر اسلامی: مطالعۀ موردی قطعه پارچه‌ای از دورۀ آل بویه در گروه موز ه‌های دفینه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

بدون وابستگی سازمانی

چکیده
شکار با پرندگانی همچون باز، شاهین، سُنقُر و چَرغ از جمله تفریحاتی به حساب می‌آمده که از دیرباز در فرهنگ ایران جایگاه ویژه-ای داشته است. به گونه‌ای که بسیاری از شاهان و بزرگان خود به شخصه یا با همراهی افرادی که به آنها بازدار گفته می‌شد، به نخچیرگاه‌ها می‌رفتند و از تماشای شکار این پرندگان مهاجم لذت ببرند. این موضوع را به ویژه در دوران اسلامی و با نگارش «بازنامه‌ها» و شکارنامه‌هایی که حاوی اطلاعاتی از انواع پرندگان شکاری، شیوۀ تربیت و بیماری‌های آنهاست، بهتر می‌توان درک کرد. همچنین، هنرهای دوران اسلامی نیز تداعی‌گر صحنه‌هایی از شکار با پرندگان است. در چنین نقش‌پردازی‌هایی که در قالب-های هنری همچون گچبری، سفال، پارچه‌بافی و نگارگری مشاهده می‌شود، معمولاً بازدارِ سواره پرنده‌ای شکاری در دست دارد که آمادۀ پرواز دادن آن به سوی طعمه است. در میان دستبافته‌های ابریشمی موجود در گروه موزه‌های دفینه، نمونه‌ای منحصر به فرد از نقش بازداری روی اسب دیده می‌شود که به سده‌های 4-5 هجری قمری بازمی‌گردد. این نقش دارای دو بازدارِ سوار بر اسب است که در طرفین یک درخت نخل ایستاده‌اند و در زیر سمِ اسب‌های آنها دو شیر افتاده‌اند. این صحنه‌ها در منسوجات دورۀ آل بویه و ظروف مینایی دورۀ سلجوقی نیز مشاهده می‌شوند. با این حال، تأمل در این اثر سوالاتی را فراروی می‌نهد و انجام پژوهشی پیرامون اثر مذکور را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. نوشتار پیش رو به روش توصیفی-تحلیلی به انجام رسیده و در تفسیر و تحلیل داده‌ها از رهیات موسوم به تاریخی بهره گرفته است. این پژوهش می‌کوشید به سه پرسش اساسی پاسخ دهد: ۱) ویژگی‌های نقش‌پردازی و فن بافت این اثر چیست؟ 2) دورۀ تاریخی تولید این پارچه چیست؟ 3) با توجه به داده‌های مکتوب، این نقش چه اطلاعاتی پیرامون بازداری در خود دارد؟ بررسی این قطعه پارچه نشان می‌دهد که از ابریشم دوپودی بافته شده و تولید آن به دورۀ آل بویه و محل بافتش به‌نظر می‌رسد که شهر ری است؛ به همین دلیل این فن بافندگی را «مُنیّر رازی» نیز می‌نامند. با توجه به عدم وجود کتیبه بر روی این پارچه، نمی‌توان به طور قطعی در مورد کاربرد آن اظهار نظر کرد، اما احتمالاً قطعه‌ای از یک کفن، پوشش قبر یا ردا بوده است. نمونه‌های با نقش، بافت و مواد اولیه مشابه در موزه‌هایی مانند گالری ملی ویکتوریا در ملبورن، موزه منسوجات آبِگ در ریگیسبرگ، موزه منسوجات واشنگتن دی‌سی و موزه هنر کلیولند نگهداری می‌شوند و همگی تاریخی تقریباً مشابه یعنی قرون 4-5 هجری قمری دارند. علیرغم کمبود اطلاعات در متون دوران اسلامی دربارۀ بازداری روی اسب، می‌توان استنباط کرد که این شیوه شکارگری نزد شاهان و بزرگان مقام بالایی داشته و تنها محدود به بازداران نبوده است. همچنین نقش مذکور با توجه به تاجی که بر سر دارد احتمالاً نمایانگر نسبتی است که امرای آل بویه به پادشاهان دورۀ ساسانی ادعا می‌کردند. به نوعی این آرایه، راوی سنتی است که در دوران پیش از اسلام تا سده‌های متأخر دوران اسلامی در ایران و سرزمین‌های وابسته به آن برقرار بوده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

The Continuity of Falconry on Horseback Motifs in Islamic Art: The Case Study of a Buyid Textile Fragment in Dafineh Museum

نویسنده English

MAHDI SHEIKHZADEH BIDGOLI
No
چکیده English

شکار با پرندگانی همچون باز، شاهین، سُنقُر و چَرغ از جمله تفریحاتی به حساب می‌آمده که از دیرباز در فرهنگ ایران جایگاه ویژه-ای داشته است. به گونه‌ای که بسیاری از شاهان و بزرگان خود به شخصه یا با همراهی افرادی که به آنها بازدار گفته می‌شد، به نخچیرگاه‌ها می‌رفتند و از تماشای شکار این پرندگان مهاجم لذت ببرند. این موضوع را به ویژه در دوران اسلامی و با نگارش «بازنامه‌ها» و شکارنامه‌هایی که حاوی اطلاعاتی از انواع پرندگان شکاری، شیوۀ تربیت و بیماری‌های آنهاست، بهتر می‌توان درک کرد. همچنین، هنرهای دوران اسلامی نیز تداعی‌گر صحنه‌هایی از شکار با پرندگان است. در چنین نقش‌پردازی‌هایی که در قالب-های هنری همچون گچبری، سفال، پارچه‌بافی و نگارگری مشاهده می‌شود، معمولاً بازدارِ سواره پرنده‌ای شکاری در دست دارد که آمادۀ پرواز دادن آن به سوی طعمه است. در میان دستبافته‌های ابریشمی موجود در گروه موزه‌های دفینه، نمونه‌ای منحصر به فرد از نقش بازداری روی اسب دیده می‌شود که به سده‌های 4-5 هجری قمری بازمی‌گردد. این نقش دارای دو بازدارِ سوار بر اسب است که در طرفین یک درخت نخل ایستاده‌اند و در زیر سمِ اسب‌های آنها دو شیر افتاده‌اند. این صحنه‌ها در منسوجات دورۀ آل بویه و ظروف مینایی دورۀ سلجوقی نیز مشاهده می‌شوند. با این حال، تأمل در این اثر سوالاتی را فراروی می‌نهد و انجام پژوهشی پیرامون اثر مذکور را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. نوشتار پیش رو به روش توصیفی-تحلیلی به انجام رسیده و در تفسیر و تحلیل داده‌ها از رهیات موسوم به تاریخی بهره گرفته است. این پژوهش می‌کوشید به سه پرسش اساسی پاسخ دهد: ۱) ویژگی‌های نقش‌پردازی و فن بافت این اثر چیست؟ 2) دورۀ تاریخی تولید این پارچه چیست؟ 3) با توجه به داده‌های مکتوب، این نقش چه اطلاعاتی پیرامون بازداری در خود دارد؟ بررسی این قطعه پارچه نشان می‌دهد که از ابریشم دوپودی بافته شده و تولید آن به دورۀ آل بویه و محل بافتش به‌نظر می‌رسد که شهر ری است؛ به همین دلیل این فن بافندگی را «مُنیّر رازی» نیز می‌نامند. با توجه به عدم وجود کتیبه بر روی این پارچه، نمی‌توان به طور قطعی در مورد کاربرد آن اظهار نظر کرد، اما احتمالاً قطعه‌ای از یک کفن، پوشش قبر یا ردا بوده است. نمونه‌های با نقش، بافت و مواد اولیه مشابه در موزه‌هایی مانند گالری ملی ویکتوریا در ملبورن، موزه منسوجات آبِگ در ریگیسبرگ، موزه منسوجات واشنگتن دی‌سی و موزه هنر کلیولند نگهداری می‌شوند و همگی تاریخی تقریباً مشابه یعنی قرون 4-5 هجری قمری دارند. علیرغم کمبود اطلاعات در متون دوران اسلامی دربارۀ بازداری روی اسب، می‌توان استنباط کرد که این شیوه شکارگری نزد شاهان و بزرگان مقام بالایی داشته و تنها محدود به بازداران نبوده است. همچنین نقش مذکور با توجه به تاجی که بر سر دارد احتمالاً نمایانگر نسبتی است که امرای آل بویه به پادشاهان دورۀ ساسانی ادعا می‌کردند. به نوعی این آرایه، راوی سنتی است که در دوران پیش از اسلام تا سده‌های متأخر دوران اسلامی در ایران و سرزمین‌های وابسته به آن برقرار بوده است.
دورۀ آل بویه یکی از دوره‌های مهم تاریخ ایران است که با تلاش‌هایی برای احیای جنبه‌هایی از هنر و تمدن ایرانی، به ویژه در زمینۀ منسوجات همراه می‌شود. دستبافته‌های این دوره به دلیل نقوش زیبا، فنون بافت منحصر به فرد و استفاده از نخ‌های ابریشمی و پشمی باکیفیت، شهرت زیادی دارند. این پارچه‌ها نه تنها برای پوشاک روزمره، بلکه برای تولید کفن، خفتان، خلعت و طراز نیز به کار می‌رفته‌اند. از منظر نقش‌پردازی، منسوجات این دوره نمایانگر بخش‌هایی از هنر دورانِ‌ پیشین همچون ساسانی است؛ پرداخت موجودات اساطیری، نقوش گیاهی، جانوری و انسانی درونمایۀ آرایشی عمدۀ این پارچه‌هاست که با خلاقیت هنری بافندگان این دوره وجهی گاه متفاوت و درخور نیز یافته است (بنگرید به: طالب‌پور، 1386: 88). یکی از نمونه‌های برجستۀ این هنر- صنعت دستبافته‌‌ای است که هم‌اینک در گروه موزه‌های دفینه نگهداری می‌شود. این اثر قطعه پارچه‌ای است که نقش بازداری روی اسب را به تصویر می‌کشد و کارشناسی اولیه نیز این اثر را به دورۀ آل بویه نسبت می‌دهد (شناسنامۀ اثر). آرایۀ آن دو بازدارِ سوار بر اسب را نشان می‌دهد که در طرفین یک درخت نخل ایستاده‌اند و در زیر سمِ اسب‌های آنها دو شیر افتاده‌ است. این صحنه‌ها در منسوجات دورۀ آل بویه و سایر نمونه‌های مشابه هنری تا دورۀ قاجار نیز مشاهده می‌شوند و نشان از تداوم و تحول این نقش در دوران مختلف دارد. تاکنون پژوهشی مستقل و جامع به اثر مذکور نپرداخته است؛ از این روی از جنبه‌های مختلفی همچون شیوۀ بافت، نقش-پردازی، گاهنگاری و سیر تحول آرایۀ آن اطلاعات جامعی در دست نیست. پژوهشی که از نظر می‌گذرد از حیث هدف بنیادی است و در تفسیر و تحلیل داده‌ها از «رهیافت تاریخی» بهره برده است. یافته‌های پژوهش نیز با مطالعات اسنادی و مشاهدۀ میدانی و مستقیم اثر گردآوری شده‌اند. در این پژوهش بررسی ویژگی‌های نقش‌پردازی و فن بافت اثر و تطبیق آن با نمونه‌های مشابه، مورد مداقه قرار گرفته و از برآیند آن در گاهنگاری اثر بهرۀ فراگیر برده است. این پژوهش می‌کوشد با استناد به قراین تاریخی و گاه منابع ادبی اهمیت بازداری بر روی اسب، تأثیر و نشانه‌های آنرا به‌صورت موردی در پیش از اسلام و دوران اسلامی بررسی نماید.
دورۀ آل بویه یکی از دوره‌های مهم تاریخ ایران است که با تلاش‌هایی برای احیای جنبه‌هایی از هنر و تمدن ایرانی، به ویژه در زمینۀ منسوجات همراه می‌شود. دستبافته‌های این دوره به دلیل نقوش زیبا، فنون بافت منحصر به فرد و استفاده از نخ‌های ابریشمی و پشمی باکیفیت، شهرت زیادی دارند. این پارچه‌ها نه تنها برای پوشاک روزمره، بلکه برای تولید کفن، خفتان، خلعت و طراز نیز به کار می‌رفته‌اند. از منظر نقش‌پردازی، منسوجات این دوره نمایانگر بخش‌هایی از هنر دورانِ‌ پیشین همچون ساسانی است؛ پرداخت موجودات اساطیری، نقوش گیاهی، جانوری و انسانی درونمایۀ آرایشی عمدۀ این پارچه‌هاست که با خلاقیت هنری بافندگان این دوره وجهی گاه متفاوت و درخور نیز یافته است (بنگرید به: طالب‌پور، 1386: 88). یکی از نمونه‌های برجستۀ این هنر- صنعت دستبافته‌‌ای است که هم‌اینک در گروه موزه‌های دفینه نگهداری می‌شود. این اثر قطعه پارچه‌ای است که نقش بازداری روی اسب را به تصویر می‌کشد و کارشناسی اولیه نیز این اثر را به دورۀ آل بویه نسبت می‌دهد (شناسنامۀ اثر). آرایۀ آن دو بازدارِ سوار بر اسب را نشان می‌دهد که در طرفین یک درخت نخل ایستاده‌اند و در زیر سمِ اسب‌های آنها دو شیر افتاده‌ است. این صحنه‌ها در منسوجات دورۀ آل بویه و سایر نمونه‌های مشابه هنری تا دورۀ قاجار نیز مشاهده می‌شوند و نشان از تداوم و تحول این نقش در دوران مختلف دارد. تاکنون پژوهشی مستقل و جامع به اثر مذکور نپرداخته است؛ از این روی از جنبه‌های مختلفی همچون شیوۀ بافت، نقش-پردازی، گاهنگاری و سیر تحول آرایۀ آن اطلاعات جامعی در دست نیست. پژوهشی که از نظر می‌گذرد از حیث هدف بنیادی است و در تفسیر و تحلیل داده‌ها از «رهیافت تاریخی» بهره برده است. یافته‌های پژوهش نیز با مطالعات اسنادی و مشاهدۀ میدانی و مستقیم اثر گردآوری شده‌اند. در این پژوهش بررسی ویژگی‌های نقش‌پردازی و فن بافت اثر و تطبیق آن با نمونه‌های مشابه، مورد مداقه قرار گرفته و از برآیند آن در گاهنگاری اثر بهرۀ فراگیر برده است. این پژوهش می‌کوشد با استناد به قراین تاریخی و گاه منابع ادبی اهمیت بازداری بر روی اسب، تأثیر و نشانه‌های آنرا به‌صورت موردی در پیش از اسلام و دوران اسلامی بررسی نماید.

کلیدواژه‌ها English

  • Islamic Art
  • Buyid Dynasty
  • Textile
  • Falconry
  • Monayer-e-Razi