کلمه وحی با «اقراء» آغاز میشود و سینه به سینه نقل میگردد و در طول قرون به نوشتار و کتابت میانجامد و به یکی از بزرگترین دستاوردهای مسلمانان در جغرافیای جهان اسلام مبدل میگردد و هنگامی که از کتابت کلام وحی سخن به میان میآید، آدمی را وا میدارد تا با تامل و تعمق بیشتر در سیر تحول و تطور خطوط و کتابت بیاندیشد آنچه ما را به سوی سیر تحول خط، تطور آن و ظهور و بروز حوزه کتابت و نوشتار مشتاق میکند، آن است که با ظهور پیامبر گرامی اسلام(ص) و کلام وحی، کاتبان مسلمان را وا داشت تا هرچه بهتر در ژرفای اندیشه خویش همراه با مُمارست و تمرین بیوقفه با ذوق و قریحه و خلاقیتهای ویژهای که در گوشه و کنار جهان اسلام وجود داشت، آشنا کند. مسلمانان، پدیدههای هنری را در زمینه خط و کتابت ارتقاء بخشیده و به خلاقیت و نوآوری دست یافتند، تا به زیباترین شکل ممکن بتوانند آن را به انجام برسانند. از همین رو خط کوفی در سدههای اول تا چهارم سیر تکامل خویش را به درستی پیمود و آرام آرام هندسه کلمات انسجام یافت و آغاز نهضتی گردید که تا به امروز همگان از آن بهره جستهاند. در این میان ظهور شخصیتهای نادر و قابل توجهی همچون «ابن مُقله بیضاوی شیرازی» در سدهی چهارم هجری قمری میتوانست نقطه عطفی برای آغاز یک تحول شگرف در زمینه خط و کتابت کلام وحی باشد. وی توانست با هنرمندی خلاقانه خویش، هندسه کلمات را بر کُرسی نشاند و پس از خط کوفی خطوط شش گانه را برای کتابت کلام وحی بیافریند و خط و کتابت را به کاتبان پس از خود واگذارد و تحولی عظیم را ایجاد کند که تا به امروز در سیر تحول و تطور خود ادامه دارد، و اهمیت اقلام سته در کتابت کلام وحی و همچنین هنر اسلامی را بر ما نمایان کند. در این میان ظهور شخصیتهای نادر و قابل توجهی همچون «ابن مُقله بیضاوی شیرازی» در سدهی چهارم هجری قمری میتوانست نقطه عطفی برای آغاز یک تحول شگرف در زمینه خط و کتابت کلام وحی باشد. وی توانست با هنرمندی خلاقانه خویش، هندسه کلمات را بر کُرسی نشاند و پس از خط کوفی خطوط شش گانه را برای کتابت کلام وحی بیافریند و خط و کتابت را به کاتبان پس از خود واگذارد و تحولی عظیم را ایجاد کند که تا به امروز در سیر تحول و تطور خود ادامه دارد، و اهمیت اقلام سته در کتابت کلام وحی و همچنین هنر اسلامی را بر ما نمایان کند.