Document Type : Original Article
Authors
1 - M.A Restoration of Cultural and Historical Objects, Faculty of Cultural Materials Conservation, Tabriz Islamic Art University, Iran
2 - M.A Restoration of Cultural and Historical Objects, Iran
3 M.A Restoration of Cultural and Historical Objects, Azarbaijan Museum, Iran
4 Associate Professor, Faculty of Cultural Materials Conservation, Tabriz Islamic Art University, Iran
Keywords
حفاظت و مرمت یک نمونه از اسکلتهای انسانی متعلق به سایتموزه عصر آهن تبریز
جلیل اسمعیل نژاد تیمورآبادی[*]1، فریبا مجیدی2، غلامرضا یزدانی 3، مهدی رازانی4،
4- دانشیار، دانشکده حفاظت آثار فرهنگی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، ایران
چکیده
استخوانها و بقایای اسکلت انسانی از مهمترین موادی است که در اغلب کاوشهای باستانشناسی به دست میآیند. استخوان مادهای ترکیبی است که از بخشهای آلی و معدنی تشکیلشده است و از لحاظ وزن خشک تقریباً 70% مادۀ معدنی و 30% مادۀ آلی است. این مادۀ ارزشمند، در برابر عوامل محیطی و میکروارگانیسمها تخریب میشود و ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی خود را از دست میدهد. ازاینرو حفاظت از این مواد امری ضروری است. گورستان عصر آهن تبریز، گورستانی است که در فضای طبیعی خود همراه با تدفینهای انسانی و آثار درون آنها تبدیل به سایتموزه شده است. هدف این مقاله حفاظت و مرمت یک نمونه از اسکلتهای انسانی متعلق به این سایتموزه با رویکرد چیدمان مجدد اسکلت در محل گور خود با توجه به تصاویر موجود در زمان کاوش و حذف عوامل آسیبرسان است. آزمایشهای Ec خاک، نوع دانهبندی خاک، میزان pH خاک، شناسایی کیفی نمکهای محلول (آنیونها) و سنجش رطوبت محیط دفن نشان از داشتن نمک شور قوی در خاک و درصد بالای رطوبت این سایتموزه را دارد. همچنین نوع خاک، لوم رسی و pH خاک و استخوان خنثی و قلیایی ضعیف شناسایی شد. پس از مطالعه و بررسیهای لازم، اسکلت بهمنظور حفاظت و مرمت از گور برداشته و به کارگاه مرمت انتقال داده شد. خاک گور نیز بهمنظور نمکزدایی برداشته و با آب مقطر نمکزدایی شد. استحکامبخشی استخوانها با نانو هیدروکسی آپاتیت انجام شد و بازسازی قسمتهای مفقودی با گچ مولدانو و چسب سیماکریل R83 صورت گرفت. بازسازی بخشهای مفقود و شکسته شده بر مبنای این هدف صورت پذیرفت که اسکلت مورد مرمت باید به همان صورت اولیه در گور قرار گیرد. برای جلوگیری از رطوبت بالارونده در کف گورها جعبهای ساخته شده با پلکسیگلس بهعنوان عایق رطوبتی در کف گورتعبیه شد. در نهایت پس از مرمت، اسکلت مجدداً در گور خود به همان صورت اولیه در هنگام کاوش چیده شد.
کلیدواژگان: تبریز، سایتموزۀ عصر آهن، حفاظت-مرمت، استخوان، اسکلت انسانی.
1- مقدمه
یکی از مهمترین موادی که در اغلب کاوشهای باستانشناسی به دست میآید بقایای اسکلت انسانی و حیوانات است. این بقایای استخوانی بهخصوص در باستانشناسی جدید بهدلیل اینکه منبع ارزشمندی برای استخراج اطلاعاتی از قبیل ویژگیهای نژادی، تغذیهای، انسانشناسی و بیماریهای باستانی محسوب میشود، دارای اهمیت فراوانی است (زندکریمی، 1393). استخوانهای تاریخی، منبعی مهم برای درک چگونگی زندگی در جوامع انسانهای اولیه و اوضاع اجتماعی آنهاست. بقایای اسکلت انسانی در جهت آشنایی با سلسله مراتب اجتماعی و آداب و رسوم گذشته کمک شایانی میکند (مایز 1381).
اثر مورد تحقیق یک اسکلت انسانی بزرگسال متعلق به سایتموزۀ عصر آهن تبریز است که طی کاوشهای باستانشناسی در گورستان 3200 ساله در کنار مسجد کبود تبریز در پنچمین فصل حفاری، کارگاه شمارۀ 3 و از ترانشۀ A به دست آمده است. جنسیت، سن و علت مرگ اسکلت تاکنون مشخص نشده و در یک گور شبیه به چالهای به پهلوی راست و به سمت شرق و به حالت جنینی دفن شده است. استخوانهای جمجه، ستون فقرات، لگن، بازوی سمت راست و استخوانهای ران تقریباً سالم است. استخوانهای انگشتان دست و دندهها شکسته شده و به قطعات ریزتری تبدیل شده و همچنین بخشی از استخوانهای ساق پا نیز در زیر خاک مدفون است. هدف از ارائۀ این پژوهش حفاظت و مرمت آن با توجه به شرایط خاص این اسکلت و به نمایش گذاشتن آن بر اساس شواهد موجود اولیۀ زمان کاوش در سایتموزۀ عصر آهن تبریز است. پرسشی که مطرح میشود این است که علت آسیبدیدگی استخوانهای اسکلت مورد بحث چیست؟ هرچند فرضیهای وجود دارد مبنی بر اینکه رطوبت و نمکهای موجود در خاک اصلیترین عوامل تخریب و فرسودگی استخوان است، لیکن برای رسیدن به جواب نیاز به انجام دادن آزمایشهای مختلفی است. پس از به دست آمدن نتایج حاصل از آزمایشها میتوان مناسبترین راهکار را برای متوقف کردن عوامل آسیبرسان به اجرا درآورد. از آنجایی که این اسکلت مانند سایر اسکلتهای انسانی موجود در سایتموزه باید به همان صورت یافت شده یعنی جنینی، در گور خود قرار گیرد، روش مرمت و بازسازی آن نیز باید متفاوت از مرمت اسکلتی باشد که در ویترین به نمایش در میآید. بنابراین باید راهکاری برای این منظور پیدا نمود. این مسئله هدف دیگر این پژوهش است.
2- تاریخچۀ مختصر کاوش و اقدامات حفاظتی و مرمتی سایتموزۀ عصر آهن
محوطۀ باستانی مسجد کبود تبریز در سال 1376 هنگام فعالیتهای ساختمانسازی بهطور اتفاقی کشف شد. کاوشهای علمی باستانشناختی محوطه از سال 1378 به سرپرستی نصرتالله معتمدی آغاز شد و در سالهای 1379 تا 1382 به سرپرستی علیرضا هژبری نوبری ادامه یافت. درنتیجۀ کاوشهای باستانشناختی آن، 108 گور شناسایی شد که بر اساس گونهشناسی سفالینهها و مصنوعات فلزی و شیوۀ تدفین و مقایسۀ آنها با مجموعههای مکشوف از کاوشهای تپه حسنلو و دینخواه تپه، قدمت حدود 1200 تا 800 سال پ.م. و بازۀ زمانی عصر آهن I-II برای آنها تخمین زدهشده است که البته با نتایج سالیابی کربن 14 این محوطه نیز همخوانی نسبی دارد (هژبری نوبری و صالحی گروسی، 1384، هژبری نوبری، 1381). در سال 1385 به دلیل متروکه و مخروبه شدن این محوطه، تصمیم به ساماندهی این گورستان شد و در سال 1386 رسماً بهعنوان سایتموزه افتتاح گردید. آثار موجود در سایتموزۀ عصر آهن به دلیل عدم کنترل شرایط دمایی و رطوبتی در حال تخریب و از بین رفتن است. لذا چندین دوره اقدامات حفاظتی و مرمتی بر روی اسکلتهای موجود در سایتموزه صورت گرفته است. اولین دوره در سال 1381 انجام شد که در این دوره پاکسازی اسکلتها از گلولای بود و بخشی دیگری از اسکلتها با تیمول ضدعفونی، با خمیرکاغذ نمکزدایی و با پارالوئید استحکامبخشی و درنهایت استخوانهای شکسته قطعهیابی و به یکدیگر چسبانده و در نهایت تثبیت نهایی انجام شد (مجیدی، 1383). دومین دوره مربوط به سال 1385 است که در این سال اسکلتهای انسانی فقط ساماندهی و بعضی از اسکلتها با پارالوئید استحکامبخشی شدند. سومین دوره در سال 1396 انجام شد. در این دوره چهار نمونه اسکلت انسانی با شمارههای 2/82، 8/81، 7/81، 9/81 (شکل 1) مورد عملیات حفاظتی و مرمتی قرار گرفتند. استحکامبخشی با پارالوئید B72 و بازسازی قسمتهای مفقودی با گچ دندانپزشکی صورت گرفت (مجیدی، 1396). جهت جلوگیری از رطوبت بالاروندۀ کف گورها، ملاط پایه آهکی برای کف گورها بر اساس پایاننامهای که در دانشگاه هنر اسلامی تدوینشده بود، ساخته و اجرا شد (رازانی و داداش زاده، 1399). چهارمین دوره در تیرماه 1397 با عملیات حفاظتی و مرمتی شش گور آغاز شد. در این دوره شش گور با شمارههای 18/82، 58/82، 12/82، 55/82، 56/82، 57/82 (شکل 1) مورد عملیات حفاظتی و مرمتی قرار گرفت. در این دوره نیز برای کف گورها ملاط پایه آهکی ساخته و اجرا شد. بازسازی با گچ دندانپزشکی و موم، و استحکامبخشی با پارالوئید B2 بود (مجیدی، 1397).
شکل1: نقشۀ سایتموزۀ عصر آهن تبریز و گور 51/82 (مأخذ: بایگانی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان آذربایجانشرقی)
در سال 1398 نسبت به حفاظت، مرمت و ساماندهی 10 نمونه اسکلت با شماره گورهای 52/82، 54/82، 51/82، 53/82، 23/82، 23/79، 6/81، 10/81، 17/79، 7/79 اقدام شد. گور با شماره 51/82 بهعنوان اثر مورد پژوهش جهت شناسایی عوامل آسیبرسان و حذف این موارد انتخاب شد و اقدامات حفاظتی، مرمتی و چیدمان مجدد بر اساس تصویر موجود زمان کاوش بر روی آن صورت گرفت.
3- اثر مورد پژوهش
اسکلت مورد مطالعه در حفاریهای سال 1382 گورستان عصر آهن (محوطه مسجد کبود) به سرپرستی علیرضا هژبری نوبری بهدستآمده است و هماکنون در سایتموزۀ عصر آهن در معرض دید عموم قرار دارد. این اثر با شماره 51/82 در پنجمین فصل کاوش، کارگاه 3 و ترانشه A بهدستآمده است. نوع تدفین اسکلت جنینی بوده و به پهلوی راست و به سمت شمال در گوری که به شکل چالهای ایجادشده، دفن شده است. با توجه به عکسهای موجود زمان کاوش که در بایگانی خانم فریبا مجیدی موجود بود، نوعی سنگچین هم در بالای گور قرار داشت (اشکال2 و 3) که این سنگچینها بعد از کاوش برداشتهشده است. در مجاور اسکلت، محل قرارگیری رد دو عدد ظرف سفالی مشاهده میشود که درون یکی از این ظروف، استخوانهای حیوانی دیده میشود که در تصویر زمان کاوش (اشکال4 و 5)، استخوانی درون ظرف قرار نداشت. متأسفانه به دلیل عدم دسترسی به گزارشهای حفاری سال 1382، اطلاعات چندانی در مورد ظروف و آثاری که همراه اسکلت دفن کردهاند، در دسترس نیست. با مقایسۀ عکسهای زمان کاوش (اشکال4 و 5) با وضع موجود اسکلت (اشکال6 و 7)، شاهد بههمریختگی دندهها، استخوان بازو و انگشتان پا، شکسته شدن جمجمه (فک و صورت)، لگن و استخوانهای ساق پا هستیم و دلیل بههمریختگی، ازهمگسیختگی و شکسته شدن استخوانها مشخص نیست.
|
شکل2: حفاری گور 51/82 در سال 1382 (مأخذ: بایگانی شخصی فریبا مجیدی، سرپرست حفاظت و مرمت پروژه حفاری گورستان عصر آهن تبریز). |
شکل3: سنگچین گور 51/82 (مأخذ: همان). |
|
شکل4: اسکلت انسانی موقع کاوش (مأخذ: همان). |
شکل5: اسکلت انسانی در سال 1385 (مأخذ: همان). |
|
شکل6: وضعیت اسکلت انسانی در سال 1397 (مأخذ: همان). |
شکل7: وضعیت اسکلت انسانی در سال 1398 |
4- پیشینۀ تحقیق
حفاظت و مرمت استخوان و بقایای انسانی موجود در موزهها از اهمیت ویژهای برخوردار است. حفاظت از این گونه آثار تاریخی کار بسیار دشواری است. استخوانهای بهدستآمده از حفاریهای باستانشناسی را میتوان پاکسازی یا استحکامبخشی کرد تا خواص ساختاری و بافتی آنها ثابت نگهداشته شود. در مکانهای حفاری باستانشناسی، مادۀ اوسئین استخوان از طریق هیدرولیزه شدن تجزیه میشود و تجزیۀ ترکیبات غیر آلی، توسط ترکیبات اسیدی صورت میگیرد. استخوانهای بهدستآمده از محوطههایی که رطوبت بالا و پرآبی دارند، ممکن است به مواد اسفنجیمانند تبدیل شوند. استخوانهای بهدستآمده از محیطهای خشک هم بهمرور زمان ترد و شکننده میشوند. در برخی موارد نیز ممکن است استخوان تبدیل به فسیل شود که در این حالت، سیلیکا (دیاکسید سیلیسیم) و نمکهای معدنی جایگزین مادۀ اوسئین میشوند (Bisht. 2010:117-118). با توجه به ماهیت ساختاری استخوان، باید اقدامات ویژهای برای توقف روند زوال و حفظ یکپارچگی بقایای آن در شرایط مختلف صورت پذیرد (Pouliot. 2000: 45). اقدامات حفاظتی و مرمتی بر روی بقایا ابتدا باید در دستهبندیهایی که شامل میزان سستی، آسیبپذیری و رطوبت میشود، انجام گیرد. بر این اساس یافتهها به چهار دستۀ بسیار آسیبپذیر و مرطوب، مقاوم رطوبت، بسیار آسیبپذیر و خشک و در نهایت خشک و مقاوم تقسیم میشوند (هاشمی و وحدتی نسب، 1398: 57). حفاظت از این نوع بقایا در موزهها و کاوشهای باستانشناسی بر عهدۀ حفاظتگر (Wesche. 2014) و یا باستانشناس ماهر است (Berger, 2013: 10). لذا باید ارتباط بیشتر و مستمر بین باستانشناس و مرمتگر برای حفظ و نگهداری یافتهها و بقایای محوطههای باستانشناسی ایجاد شود (مجیدی، 1383). جهت اینکه بقایای انسانی بهخوبی از داخل گور برداشته شود، نیاز است که ابتدا گور بهطور کامل از سوی باستانشناس حفاری شود. برای انجام مراحل برداشت نیز مرمتگر متخصص یا باستانشناس باید دانش کافی در حوزۀ آناتومی انسانی داشته باشد و موقعیت احتمالی استخوانها را در نظر بگیرد (Nikita and Karligkioti. 2019: 5-9).
دربارۀ روشهای درمان استخوانهای تاریخی مطالعات اندکی منتشرشده است. معمولاً جهت از بین بردن ذرات سست روی سطح استخوان، از روش فیزیکی همچون مسواک زدن نرم و خشک استفاده میشود (Caple and Garlick. 2020: 233). جهت زدودن چرکیهای سطحی روی اینگونه از اشیاء، میتوان آنها را با آب و صابون شستوشو داد و برای از بین بردن نمکهای محلول، این نمکها را باید در حمامهای پیدرپی آب مقطر شستوشو و پاک کرد. اگر از لحاظ حفاظتی نیز در شرایط خوبی قرار نداشته باشند، باید با احتیاط بسیار انجام داد (آزادی، 1377). استخوانهایی که از لحاظ استحکام ضعیف و سست باشند، باید در وهلۀ اول استحکامبخشی شوند. استحکامبخشی میتواند با مواد نگهدارندۀ شیمیایی و قبل از برداشت و در داخل گور انجام گیرد و یا میتوان بعد از برداشت کامل اسکلت در کارگاههای مرمت استحکامبخشی کرد. در برخی موارد که میزان سستی و شکنندگی استخوان بیشتر باشد و فرصت برای اعمال استحکامبخش کم باشد، میتوان با بلوکبرداری اسکلت و استفاده از بانداژ گچی استحکامبخشی درجا نمود (Sease. 1994: 180) و ضروری است در کارگاه مرمت برای استحکامبخشی کافی به آن، کاملاً با ماده تقویتکننده اشباع شود (آزادی، 1377). درگذشته از موادی همچون شلاک و رزینهای نیترات سلولز جهت استحکامبخشی استخوان استفاده میشد اما شلاک قدرت نفوذ کمی در ساختار استخوان داشته و رزینهای نیترات سلولز نیز بهمرورزمان باعث شکنندگی و دچار تغییر رنگ و رو به زردی در استخوان میشد (Johnson. 1994). ماده Mowilith 25% در الکل نیز بهعنوان استحکامبخش برای استخوان استفادهشده است (Caple and Garlick. 2020: 223). اما این ماده نیز تأثیر زیادی روی آنالیزهای مربوط به دیرینهشناسی و بهخصوص DNA میگذارد و باعث بروز خطا در نتایج تحلیلها میشود (Collins, et al. 2002). پارالوئید B72 با غلظت 5% در استون (Yosuf Abu Dalou, et al. 2017) و پلیوینیل بوتیرال (Caple and Garlick 2020: 233) و پلیوینیل استات (Bisht. 2010: 124) را بهعنوان استحکامبخشهای استخوان میتوان نام برد. در پژوهشی مقایسۀ دو مادۀ استحکامبخش پلیوینیل بوتیرال و پارالوئید بررسی شد که نتیجۀ این پژوهش بر این بود که پارالوئید ویژگیهای بهتری نسبت به پلیوینیل بوتیرال از خود نشان داده است (Rossi, et al. 2004). استفاده از مواد شیمیایی بر روی استخوان تأثیرات احتمالی بر روی تجزیهوتحلیل دادههای C14، مطالعات ژنتیکی و دیرینهشناسی میگذارد؛ لذا باید در انتخاب استفاده از مواد شیمیایی مناسب دقت بسیار کرد. در مورد همین مسئله پژوهشی بر روی ارزیابی نانو هیدروکسی آپاتیت بهمنزلۀ استحکامبخش استخوانهای تاریخی انجام شده است. نتایج بیانگر این است که استفاده از این ماده در درمان استخوان مؤثر بوده و بهراحتی قابلیت اجرا داشته و روی مطالعات انسانشناسی و باستانسنجی تأثیر منفی ندارد (Porpora, et al. 2022). در ایران نیز بر روی ارزیابی نانوهیدروکسی آپاتیت بهمنزلۀ استحکامبخش مناسب برای استخوان پژوهشی صورت گرفته است (مرادی عنایت، 1394). بازسازی مصنوعات فرهنگی تاریخی حوزۀ ویژهای در علوم حفاظت و مرمت است که بسته به نوع آثار، شرایط محیطی آنها و بخش بازسازی، فنون، تدابیر و ابتکارات خاصی را میطلبد (محمدی سفیدخوانی و رازانی، 1394). بازسازی قسمتهای مفقودی اشیاء استخوانی معمولاً با موادی همچون رزینهای اپوکسی و بتونه (Bisht. 2010: 126)، موم و مخلوطی از موم و رزین (آزادی، 1377)، گچ (مجیدی، 1397) و پرینترهای سهبعدی (Gaget, 2019) انجام میشود. این مواد با توجه به محیط و تغییرات محیطی میتوانند قابلیت تخریب اثر را نیز داشته باشند.
5- روشهای آزمایشگاهی
بهمنظور شناسایی ترکیبات موجود در محیط دفن، همچنین شناسایی نمکهای محلول در استخوان، از استخوان و خاک اطراف اثر نمونهبرداری صورت گرفت. ابتدا جهت خارج کردن آب آزاد موجود در بافت خاک، نمونههای برداشتهشده در هوای آزاد خشکشده و به دو بخش تقسیم شدند. بخش اول جهت انجام آزمون دانهبندی استفاده شد. بخش دوم برای انجام آزمایشهای شناسایی کیفی نمکهای محلول (آنیونها)، pH سنجی، میزان آب و مواد آلی مورد استفاده قرار گرفت. همچنین آزمون شناسایی نمکهای محلول و pH سنجی بر روی نمونه استخوانها نیز انجام شد.
1-5- آزمون دانهبندی خاک
دانهبندی خاک نقش مهمی در قابلیت جذب آب خاک داشته و از سوی دیگر یکی از روشهای مرسوم در شناخت نوع خاک است. به همین منظور از روش شناسایی دانهبندی خاک به شیوه الک-هیدرومتری بر اساس استاندارد ASTM D422-63 که در آزمایشگاه خاکشناسی کیمیا گستران نوین آزمای تبریز بود استفاده شد. نتیجۀ این آزمایش نشان داد که خاک گور از نوع لوم رسی[†] است.
2-5- آزمون میزان آب و مواد آلی (SOM)
بهمنظور اندازهگیری میزان آب و مواد آلی موجود در نمونه خاک، نمونۀ مورد آزمایش اندازهگیری درصد آب و مواد آلی قرار گرفتند. این آزمایش بر اساس میزان وزن ازدسترفته نمونه خاک با حرارت دهی نمونه در آون و کوره دانشگاه هنر اسلامی (کارگاه حفاظت و مرمت سفال) صورت گرفت. بهمنظور اندازهگیری میزان آب موجود در خاک، 20 گرم از نمونه به مدت 12 ساعت در دمای °C 105 حرارت داده شد. مقدار درصد تغییر وزن با استفاده از تغییر وزن اندازهگیری شد (جدول 1). جهت اندازهگیری مواد آلی در نمونههای خاک نیز روش سوزاندن در کوره مورد استفاده قرار گرفت. برای جلوگیری از تأثیر حرارت بر دیگر اجزای موجود در خاک از دمای °C 360 استفاده شد. بر اساس این، بهمنظور اندازهگیری مقدار مواد آلی موجود در خاک، نمونه خاک خشکشده در آون تا دمای 360 درجه در کوره به مدت 4 ساعت حرارت داده شد (Neher, 1999) میزان تغییر وزن دوم بر اساس درصد نیز بهعنوان مقدار مادۀ آلی موجود در نمونه گزارش شد.
جدول 1: میزان درصد رطوبت نسبی خاک گور
|
|
وزن اولیۀ خاک (گرم) |
وزن ثانویۀ خاک پس از خارج شدن از آون (گرم) |
میزان آب موجود در خاک (%) |
|
رطوبت نسبی خاک کف گور |
20 |
9/17 |
5/10 |
جدول 2: میزان مواد آلی موجود در خاک گور
|
|
وزن ثانویۀ خاک پس از خارج شدن از آون (گرم) |
وزن نمونه خاک پس از خارج شدن از کوره (گرم) |
درصد مادۀ آلی در خاک |
|
مواد آلی خاک |
9/17 |
2/17 |
9/3 |
مقدار اندازهگیری شدۀ رطوبت خاک با استفاده از روش حرارتدهی و وزنسنجی تنها بخشی از کل آب موجود در خاک است. دمای 105 درجۀ سانتیگراد بهمنظور حذف کل آب آزاد موجود در خاک و جلوگیری از تغییر میزان مواد آلی و تغییر در حجم نمکهای محلول موجود در خاک انتخابشده است. نتیجۀ آزمایش نشان داد که میزان رطوبت موجود در نمونه خاک گور 51/82 سایتموزۀ عصر آهن 5/10% است. مقدار مواد آلی خاک با حرارت دهی نمونههای خشکشده در آون °C 105، در دمای °C 360 در کوره اندازهگیری شد.
مقدار مواد آلی همانطور که در جدول 2 آمده است به مقدار 9/3% است. مواد آلی موجود در خاک نتیجۀ بقایای مواد گیاهی، بقایای جانوری و فضولات و مواد مورد استفاده بهعنوان کود هستند که به مرور زمان، بخش مردۀ آنها درنتیجۀ فعالیت میکروارگانیسمها تجزیه میشود. ترکیب بخش زنده و مردۀ آلی موجود در خاک صرفنظر از منشأ و نوع آن، مادۀ آلی خاک نامیده میشود.
3-5- رطوبتسنجی
برای اندازهگیری رطوبت داخل گور و رطوبت محیطی از رطوبتسنج دیجیتال TFA 44.1004 که در سایتموزۀ عصر آهن موجود بود، استفاده شد. نتیجۀ میانگین رطوبت داخل گور و رطوبت محیطی در مردادماه به ترتیب 87 و 25 بوده است.
4-5- دماسنجی
اندازهگیری دمای داخل گور از طریق دماسنج جیوهای مدل کمینه و بیشینه برحسب درجه سلسیوس سایتموزۀ عصر آهن انجام شد. این دماسنج برای اندازهگیری حداکثر و حداقل دما در یک شبانهروز استفاده میشود. وقتی دمای هوا گرم میشود، الکل شاخۀ سمت چپ منبسط شده و سطح جیوه در شاخۀ سمت چپ را پایین میراند و درنتیجه سطح جیوه در شاخۀ سمت راست بالا میرود. وقتی دما سرد میشود الکل منقبضشده و سطح جیوه در شاخۀ سمت چپ بالا رفته و درنتیجه سطح جیوه در شاخۀ سمت راست پایین میآید، ولی نشانۀ فولادی در جای خود باقی میماند و با گرم شدن دوبارۀ هوا، سطح جیوه در شاخۀ سمت چپ پایین میآید، ولی نشانۀ فولادی در جای خود باقی میماند. میانگین دمای بیشینه و کمینه در مردادماه 1398 به ترتیب 21 و 10 است.
5-5- pH سنجی
جهت اندازهگیری pH نمونه خاک و استخوان از استاندارد ASTM D4972-01 با استفاده از دستگاه pH سنج مدل Metrohm pH 827 ساخت کشور سوئیس و کاغذ تورنسل در دانشگاه هنر اسلامی استفاده شد.
Ph خاک به عوامل متعدد مانند وجود نمکهای محلول و نوع و ترکیب آنها بستگی دارد و درعینحال نقش مهمی در فرایندها و واکنشهای شیمیایی خاک دارد. در حقیقت pH خاک بیانگر محیط فیزیکی-شیمیایی خاک در یک محوطه است. طبق آزمایش انجامشده میزان pH خاک با کاغذ تورنسل برابر 5/7 و با دستگاه pH سنج 7/7 و میزان pH استخوان با کاغذ تورنسل 5/7 و با دستگاه pH سنج 3/7 مشخص شد. با توجه به نتیجۀ آزمایش، میتوان دریافت که pH نمونه خاک و استخوان گور 51/82 قلیایی (ضعیف) طبقهبندی نمود.
6-5- هدایت الکتریکی خاک Ec
هدایت الکتریکی خاک میتواند بیانگر میزان شوری و خورندگی خاک باشد و از سوی دیگر شرایط خاک را از نقطهنظر میزان نمکهای محلول موجود در آن مشخص میکند. باید ذکر نمود که در مطالعۀ خورندگی از روش اندازهگیری مقاومت الکتریکی خاک در محل استفاده میشود اما به دلیل محدودیتهای موجود در انجام روش در محل، روش اندازهگیری هدایت الکتریکی در آزمایشگاه جایگزین آن شد؛ به همین منظور از نمونه خاک خشکشده در هوای آزاد الکشده با الک مش 10 به نسبت 1 به 2 خاک به آب مقطر عصارهگیری شد (Pansu and Gautheyrou. 2006)، با توجه به نسبت بزرگ آب مقطر به خاک، میزان درصد آب اندازهگیریشده در نمونه خاک در این نسبت منظور شد. اندازهگیری هدایت الکتریکی ویژه عصارهها با استفاده از دستگاه هدایتسنج موجود در آزمایشگاه خاکشناسی کیمیاگستران نوینآزمای تبریز انجام شد. همانطور که گفته شد یکی از پارامترهای اندازهگیری میزان شوری و وجود نمکهای محلول در خاک هدایت الکتریکی (Ec) عصارۀ خاک است. هدایت الکتریکی بر پایۀ این مفهوم بنا شده است که جریان الکتریکی انتقالیافته با محلول نمک تحت شرایط استاندارد با افزایش غلظت نمک در آن، افزایش مییابد. اندازهگیری هدایت الکتریکی نمونه خاک گور با روش ذکرشده انجام و نتیجه ds/m 17/12 حاصل شد. نتیجۀ بهدستآمده نشان میدهد که نمونه خاک از هدایت الکتریکی بالایی برخوردار بوده که نشانگر قویبودن شوری خاک است.
7-5- شناسایی کیفی نمکهای محلول
جهت شناسایی نمکهای محلول در خاک و استخوان، به مقدار gr 5 از هرکدام، نمونه برداشته و سپس پودر کرده و در آب مقطر به میزان ml 20 حل کرده و حرارت داده شد. محلول حاوی نمونۀ داخل دستگاه سانتریفیوژ قرار گرفت تا رسوب از محلول جدا شود. بر روی رسوب آزمون شناسایی وجود یون کربنات (CO32-) انجام شد و محلول نیز برای شناسایی یونهای کلر (Cl-)، نیترات (NO3-)، فسفات (PO43-) و سولفات (SO42-) مورداستفاده قرار گرفت (استوارت، 1393: 79-78) (جدول 3).
جدول 3: نتیجۀ شناسایی کیفی نمکهای محلول
|
نام آزمایش |
نام معرف |
واکنش با شناساگر |
نتیجه |
|
|
استخوان |
خاک |
|||
|
شناسایی کربنات |
اسیدکلریدریک |
جوش زدن همراه با خروج گاز CO2 |
+ |
+ |
|
شناسایی کلر |
نیترات نقره |
تشکیل رسوب سفیدرنگ کلوئیدی |
+ |
+ |
|
شناسایی نیترات |
سولفات آهن |
تشکیل حلقۀ قهوهایرنگ |
- |
- |
|
شناسایی فسفات |
نیترات نقره |
رسوب سفیدرنگ باریم فسفات |
+ |
+ |
|
شناسایی سولفات |
کلرید باریم |
تشکیل رسوب سفیدرنگ |
+ |
+ |
6- روشهای حفاظت و مرمت استخوانهای باستانشناختی
برای اجرای یک برنامۀ حفاظت و مرمت منسجم یافتههای باستانشناسی، چه در هنگام کاوش در محوطه و چه پس از آن در کارگاه و آزمایشگاه مرمت، باید در هماهنگی کامل با هم صورت پذیرد. حفاظتگر از زمان یافت شدن آثار تا زمان انتقال آن به کارگاه و یا مخازن و حتی پس از آن، مسئول حفظ و نگهداری و مرمت این آثار است و میتواند با مرمتگر مستقر در آزمایشگاه و کارگاه در تماس باشد. ازجمله روشها و اقدامات حفاظتی و مرمتی، درمان، استحکامبخشی، وصالی و بازسازی آنهاست که میتواند در محل یا در کارگاه صورت پذیرد.
هرچند درمان و استحکامبخشی با بروز مشکلاتی در حوزۀ آزمایشهای مورد نیاز همراه خواهد بود لیکن باید تصمیم گرفت که انجام مداخلات به قیمت از دست رفتن دادهها مهمتر است یا تخریب و از دست رفتن کامل شیء؟ (ملوکوواکارو, استنلیپرایس و کربی تالی 1395). اجرای شیوههای مختلف مرمتی بر روی این آثار بستگی به تصمیماتی دارد که برای نگهداری، بازگرداندن مجدد به خاک یا ارسال به کارگاه مرمت و در نهایت نگهداری در مخزن باشد. این تصمیمات از سوی تیم مجرب و متخصص که در این حوزه فعالیت میکند، صورت میپذیرد.
آنچه در این میان ضرورت مییابد توجه به هویت و اصالت اثر از بعد باستانشناختی و آیینهای تدفینی عصر آهن ایران و حفظ تمامیت آن در یکپارچگی با محل تدفین (گور) و سایر اشیاء وابسته به این تدفین است. درعینحال توجه به این ارزشها نباید ماندگاری و دوام این اسکلت را به لحاظ اتخاذ روشهای حفاظتی و مرمتی، به مخاطره بیندازد.
7- نمونهبرداری از اسکلتهای باستانی
اصولاً نمونهبرداری باید زمان کاوش بهدست باستانشناس یا افرادی با تخصصهای مختلف مانند انسانشناس، جانور باستانشناس، دیرین گیاهشناس و... در هنگام کاوش یا با فاصلۀ کمی از زمان کاوش انجام گیرد. چنانچه این اتفاق قبلاً نیفتاده باشد، مرمتگر موظف است نمونهبرداری را انجام دهد. در هنگام نمونهبرداری حتماً باید از دستکش و ماسک استفاده نموده و نمونه را در داخل کیسهای که قبلاً استفادهنشده است، قرار داده و دور از نور و شرایط محیطی نگهداری کند. امروزه بزرگترین مشکل فن مطالعه DNA باستانی، آلوده بودن نمونهها با DNA انسان مدرن است (مایز، 1381). نمونهبرداری خاک از نواحی لگن، قسمت شکم محلی که معده میتواند در آنجا قرارگرفته باشد یا از پایینترین قسمت خاک که در زیر اسکلت قرار دارد برداشته میشود.
8- اقدامات حفاظتی و مرمتی
1-8- مستندنگاری و برداشت اسکلت از گور
آثار و یافتههایی که از کاوشهای باستانشناسی به دست میآیند، دارای فرم و شکل اصیل خود هستند و این فرم باید حفظ شود. با اطلاع از اینکه تخریب آثار دقیقاً از لحظه کاوش و حفاری آغاز میشود، باید از همان زمان کاوش عملیات مستندنگاری و ثبت اطلاعات آغاز گردد. آثار تا زمانی که کاملاً از زیرخاک بیرون آورده میشوند، ضروری است که چندین بار در مراحل مختلف مستندنگاری شوند. یک عکس خوب و واضح همراه با اشل اندازهگیری و سایر مشخصات مربوط به محل پیدایش اثر برای باستانشناسان و مرمتگران بسیار حائز اهمیت است. اگر شیء بعدها دچار آسیب یا از همگسستگی شده باشد، مستندنگاری میتواند اهمیت زیادی در انجام اقدامات حفاظتی و مرمتی بعدی داشته باشد و نکات مبهم را روشن نماید (مجیدی، 1383).
قبل از شروع عملیات مرمتی، مستندنگاریهای دقیق و با جزئیات از اثر صورت گرفته تا نقاط مختلف و میزان آسیبدیدگیها ثبت و ضبط شود. مستندنگاری با اشل باستانشناسی (ژالون، جهتنما) و اشل رنگی که از سوی دانشگاه هنر اسلامی طراحیشده بود، انجام گرفت (شکل 8-17).
|
شکل8: وضعیت جمجمه |
شکل9: وضعیت فک و صورت |
|
شکل10: فک و صورت از نمای روبهرو |
شکل11: استخوانهای ساق پا و تنیده شدن تار عنکبوت |
|
شکل12: استخوانهای دنده و به هم ریختگی استخوانها |
شکل13: استخوانهای لگن و قسمتی از استخوان ران |
|
شکل14: ستون فقرات |
شکل15: استخوان انگشتان دست راست |
|
شکل16: استخوان کتف |
شکل17: استخوان حیوانی بر روی ردّ سفال |
همانطور که در تصاویر مشاهده میشود ترتیب استخوانهای دنده بههمریخته و روی استخوانهای ساق پا نیز تار عنکبوت تنیده شده است. دیوارۀ جنوبی گور 51/82 به دلیل ماسهای بودن قسمتی از لایهها ریزش کرده است. با توجه به ریزش دیوارهها بر روی اسکلت سعی بر این شد که ابتدا خاکهای ریخته شده برداشته شود. پاکسازی خاکهای اطراف اسکلت با ابزارهایی مانند قلمموی بزرگ و کوچک، پوآر، ابزار دندانپزشکی انجام گردید و خاکها درون کیسههایی بهمنظور نمکزدایی ریخته شد. سپس استخوانهای دنده که بههمریخته شده بود، داخل کیسههای زیپدار گذاشته و بر روی آن برچسب اطلاعات زده شد. در قسمت قفسۀ سینه بخشی از استخوان کتف و همچنین حشرات مرده نیز قرار داشت (اشکال18و19). استخوانهای انگشت دست نیز قبل از اینکه داخل کیسه قرار بگیرند، به ترتیب شمارهگذاری شده و سپس داخل کیسه قرار گرفتند. ستون فقرات نیز هنگام شمارهگذاری انگشتان دست، شمارهگذاری شدند. لازم به ذکر است پیش از شمارهگذاری روی استخوان، چسب پارالوئید بهصورت یک فیلم بر روی سطح کشیده شد تا شمارهگذاری روی آن انجام شود (شکل20).
|
شکل18: وجود حشرات مرده در قسمت قفسه سینه |
شکل19: قسمتی از استخوان کتف |
|
شکل20: شمارهگذاریهای انگشتان دست |
شکل21: پاکسازی و برداشت استخوانها |
پس از آن، خاکهای اطراف اسکلت با ابزار دندانپزشکی و قلممو پاکسازی شدند. برای نرمکردن خاکهای اطراف استخوان، متانول و استون مورد استفاده قرار گرفت. از استون به دلیل نرمکردن و از بین بردن بافت استخوان، استفاده نشد و تنها در بعضی مواقع متانول مورد استفاده قرار گرفت. سعی بر این بود که تا حد امکان از مواد شیمیایی بر روی اثر استفاده نشود. همچنین وصالی موقت در محل گور با چسبکاغذی صورت گرفت (شکل22).
شکل22: وصالی موقت استخوان ران با چسب کاغذی
برداشت استخوانها ابتدا از جای ظروف شروع شد که شبیه به استخوانهای حیوانی بود (شکل23). سپس برداشت استخوانهای انسانی از جمجمه و فک آغاز شده و درون جعبهای که پنبه با پارچۀ ململ در آن بهعنوان محافظ تعبیهشده بود، قرار گرفت (شکل24 و25). بعد از جمجمه، استخوانهای بازو، فمور، لگن خاصره و خاجی، استخوانهای ساق و بندانگشتان پا و در آخر ستون فقرات برداشته شد. در قسمت ساق پا انگشتان پای چپ و چندین قطعه دنده قرار دادهشده بود. بندانگشتان پای راست در دیوارۀ جنوبی قرار داشت که بیرون آورده شد و استخوان کتف راست نیز در آخرین مرحله از زیرخاک بیرون آورده شد (اشکال26-31).
|
شکل23: برداشت استخوانهای حیوانی |
شکل24: برداشت جمجمه |
شکل25: قرار دادن جمجمه و فک در جعبه |
|
شکل26: برداشت کامل جمجمه |
شکل27: برداشت استخوان ران |
شکل28: پیدا شدن دنده از قسمت ساق پا |
|
شکل29: برداشت انگشت پا از قسمت ساق پا |
شکل30: برداشت انگشتان پای سمت راست |
شکل31: برداشت استخوان کتف سمت راست |
استخوانها بهطور کامل برداشته شدند و به کارگاه حفاظت و مرمت سایتموزه انتقال یافتند. همانطور که در تصاویر مشاهده میشود در کنار اسکلت دو نمونه ردّ ظرف قرار دارد که سست و در حال از بین رفتن است. برای برداشت آنها از خاک خود گور ملاط گل درست شد و بهعنوان استحکامبخش دور ردّ ظروف کشیده شد (شکل32). بعد از خشک شدن گِل با استفاده از نخ، جای ظروف از سطح زمین برش داده شد (شکل33) و تخته فیبر سه میلیمتر بهجای برش خورده وارد و بهآرامی از سطح زمین برداشته شد (شکل34).
|
شکل32: استحکامبخشی ردّ ظروف باقیمانده با ملاط گل |
شکل33: برش و جدا کردن از سطح زمین با نخ |
شکل34: جدا کردن بهوسیله تخته فیبر |
9- نمکزدایی خاک محل تدفین
با توجه به آزمایشهای انجامگرفته که نشان از داشتن نمک زیاد در خاک داشت، خاک کف گور بهمنظور نمکزدایی برداشته شد. بعد از برداشت، خاک از الکهای مختلف سرند شده و استخوانهای شکسته و ریزی نیز به دست آمد. نمکزدایی به روش خیساندن خاک در آب مقطر انجام شد. این کار در مدت 10 روز که هرروز آب آن مجدداً تغییر میکرد، انجام گرفت. بعد از نمکزدایی، دوباره آزمون شناسایی نمکهای محلول و pH سنجی انجام شد. نتیجۀ pH برابر 5/7 است و نتیجۀ شناسایی نمکهای محلول در جدول 4 آمده است.
جدول 4: شناسایی نمکهای موجود در خاک بعد از نمکزدایی
|
نوع نمک |
کربنات |
کلر |
نیترات |
فسفات |
سولفات |
|
نتیجۀ خاک |
مثبت |
منفی |
منفی |
مثبت |
منفی |
10- استحکامبخشی دیوارۀ گور
دیوارۀ گور به دلیل ماسهای بودن در حال ریزش بود. بیشترین میزان ریزش مربوط به دیوارۀ جنوبی گور است. احتمال ریزش این قسمت میتواند به دلیل پایههای راهروی چوبی که در بالای گور قرار دارد باشد (شکل35) و رفتوآمد مکرر بازدیدکننده باعث تشدید این عمل میشود. برای استحکامبخشی ابتدا با قلممو دیوارۀ گور پاکسازی و خاکهای سست زدوده شد (شکل36). سپس شیرۀ آهک به دیوارههای گور بهوسیله آبپاش اسپری شد (شکل37). این عملیات تا زمانی که استحکام لازم به دیواره داده شود، صورت گرفت.
|
شکل35: پایۀ راهروی چوبی بالای گور |
شکل36: زدودن خاک دیوارۀ گور |
شکل37: استحکامبخشی دیوارۀ گور |
11- پاکسازی استخوانها
برای جداسازی گلولای و رسوبات روی سطح اسکلتهای برداشتشده، از برس نرم، بیستوری و ابزار دندانپزشکی استفاده شد. بیستوری و ابزار دندانپزشکی تا زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که روی سطح اثر آسیبی وارد نکند. رسوباتی که بهسختی پاک میشدند در مرحلۀ شستوشو نرم شده و پاکسازی در همان موقع انجام شد و در این قسمت نیز تصمیم گرفته شد که از مواد شیمیایی استفاده نشود.
12- نمکزدایی استخوان
نمکزدایی به دو روش صورت گرفت؛ اولین روش غوطهوری در آب مقطر بود. این روش به این صورت است که استخوان با احتیاط درون آب مقطر غوطهور میشود. قبل از انجام این کار، قطعۀ کوچکی از استخوان درون مقداری آب به مدت 30 دقیقه قرار گرفت. پس از خشک شدن قطعۀ استخوان و مشاهدۀ نتیجه مبنی بر هیچگونه تخریب، استخوانها درون آب قرار داده شدند (اشکال38و39). بعد از 30 دقیقه بهمنظور خشک شدن روی طوری سیمی چیده شدند (شکل40). روش دوم نمکزدایی به روش خمیرکاغذ بود. جمجمه (فک و صورت) و قطعات این قسمت در هنگام قرارگیری در آب مقطر لایهلایه میشد و استحکام خود را از دست میداد، به همین دلیل نمکزدایی به این صورت انجام شد. در این روش دستمالکاغذی درون آب مقطر بهصورت خمیری درآمده و روی سطح استخوان کشیده و پس از خشک شدن از سطح استخوان برداشته شد (اشکال41و42). عملکرد به این صورت است که با نفوذ آب به داخل منافذ، نمکهای محلول موجود را حل نموده و با تبخیر شدن همراه خود به سمت سطح میکشد و درنتیجه نمکها جذب و وارد خمیر میشوند (مجیدی، 1386). شایان ذکر است که قبل از نمکزدایی به روش خمیرکاغذ، درون کاسۀ جمجمه با کاغذ تیشو استحکامبخشی شد (شکل43). همچنین بعد از نمکزدایی، دوباره pH سنجی با کاغذ تورنسل و آزمون شناسایی نمکهای محلول انجام شد که نتیجه pH برابر 5/7 بوده و نتیجۀ شناسایی نمکها در جدول 5 آمده است.
|
شکل38: استخوانهای ریز درون آب مقطر |
شکل39: قرار دادن استخوانهای بزرگ درون آب مقطر |
شکل40: چیدن استخوانها بر روی طوری بهمنظور خشک شدن |
|
شکل41: نمکزدایی بهروش خمیرکاغذ |
شکل42: نمکزدایی جمجمه با خمیرکاغذ |
شکل43: استحکامبخشی با کاغذ تیشو |
جدول 5: شناسایی نمکهای محلول در اسکلت بعد از نمکزدایی
|
نوع نمک |
کربنات |
کلر |
نیترات |
فسفات |
سولفات |
|
نتیجۀ خاک |
مثبت |
منفی |
منفی |
مثبت |
منفی |
13- استحکامبخشی استخوانهای گور 51/82
استحکامبخشی فرایندی است که در جهت ثبات کششی انجام میگیرد که بهصورت موقتی یا پایدار جهت استحکامبخشی ساختارهای شدیداً تخریبشده بهکار میروند. در هر صورت ایجاد ثبات از مهمترین این ارکان بهشمار میرود (محمدی، 1394). در اینجا برای استحکامبخشی استخوانهای گور 51/82 از نانوذرات هیدروکسی آپاتیت استفاده شد.
14- قطعهیابی و وصالی استخوان
با توجه به بههمریختگی اسکلت انسانی و پراکندگی قطعات استخوانها و همچنین خرد و شکسته شدن برخی از قطعات استخوان لازم است که قطعهیابی صورت گیرد. قطعهیابی با توجه به تجارب قبلی نگارندگان درزمینۀ مرمت استخوان، کمک گرفتن از اسکلت مولاژ، کتاب استخوانشناسی به همراه مفاصل و نرمافزارهای Skeleton Premum 2 برای ویندوز و Essential Skeleton 3 برای اندروید انجام شد. بعد از پیدا کردن قطعات، وصالی موقت با چسبکاغذی و وصالی دائم با پارالوئید 30% محلول در تولوئن صورت گرفت.
15- بازسازی و موزونسازی رنگی
برای بازسازی قسمتهای مفقودی استخوانها از گچ مولدانو استفاده شد. قسمتهای مفقود ابتدا بهوسیلۀ موم دندانپزشکی قالبگیری و با مخلوط ملاط گچ مولدانو و چسب سیما کریل R83 بازسازی شد (شکل44) و در نهایت نیز بهمنظور موزونسازی قسمت بازسازی با کل اثر، از رنگهای اکریلیکی استفاده گردید. موزونسازی رنگی با رعایت اصول مبانی نظری و اختلاف یک درجه روشنی در تنالیتۀ رنگی نسبت به اثر انجام شد. برای این منظور سطح قسمت بازسازی به پارالوئید 5% آغشته شد تا مانع جذب و نفوذ لایۀ رنگ به گچ گردد و از طرفی موجب سهولت در رنگآمیزی شود. بعد از رنگآمیزی با رنگهای اکریلیکی دوباره با پارالوئید 5% اقدامات انجامگرفته، تثبیت شد. بعد از موزونسازی و سر هم کردن قطعات اسکلت انسانی با توجه به عکسهای اولیۀ زمان کاوش، اسکلت در گور قرار گرفت. برای قطع رطوبت بالاروندۀ کف گورها پلکسیگلس بهعنوان عایق رطوبت در کف گور قرار داده شد. خاکهای کف گور نیز که بهمنظور نمکزدایی برداشتهشده بودند درون کف گور و پلکسیگلس ریخته شده و اسکلت انسانی با توجه به عکسهای زمان کاوش (شکل4) در گور قرار گرفت (شکل45).
شکل44: قالبگیری با موم دندانپزشکی استخوان لگن و بازسازی قسمت مفقودی
شکل45: تصویر نهایی اسکلت انسانی بعد از عملیات مرمتی
نتیجهگیری
با توجه به آزمایشهای انجامشده مشخص شد که رطوبت نسبی بالا و نمک ازجمله عوامل آسیبرسان به اسکلت انسانی بوده است. رطوبت بالا باعث انتقال نمک به درون خلل و فرج استخوان شده و موجب انحلال مواد معدنی موجود در بافت و همچنین باعث افزایش تخلخل استخوان میشود. از این رو زمانی که میزان درصد رطوبت پایین میآید و استخوان خشک میگردد، نمک متبلور شده و فشار مکانیکی ناشی از آن موجب ترک برداشتن سطح استخوان میشود. بدین منظور برای حذف نمکهای محلول از محیط دفن، خاک کف گور نمکزدایی گردید و برای جلوگیری از آسیبهای ناشی از رطوبت و انتقال نمک به استخوان، از پلکسی گلس بهعنوان عایق رطوبتی استفاده شد. برای نمکزدایی، استخوانها چندین بار با آب مقطر شستوشو داده شدند و برای استحکامبخشی استخوانها نانو هیدروکسی آپاتیت مورد استفاده قرار گرفت. این ماده دربرگیرندۀ گروهی از ترکیبات کلسیم و فسفات است و از نظر شیمیایی و ساختار شبیه به بخش غیر آلی استخوان است؛ درنتیجه به اجزای غیر آلی پیوند میدهد و در زمان کوتاهی با بافت استخوان پیوند برقرار میکند و چسبندگی مطلوبی حاصل میشود. پس از اطمینان از نمکزدایی و استحکامبخشی استخوان، عملیات مرمت و بازسازیِ اسکلت آغاز گشت و پس از اتمام عملیات مرمت اسکلت مجدداً به حالت اولیه خود در گور چیده شد. بازسازی استخوانها بر این مبنا صورت گرفت که باید اسکلت به همان حالت اولیه یعنی جنینی که در زمان کاوش بهدست آمده بود در جای خود قرار گیرد.
سپاسگزاری
نگارندگان از آقای مهندس عابدی (ریاست محترم سایتموزۀ عصر آهن تبریز)، آقای دکتر سلمانپور ناظر باستانشناسی پروژۀ حفاظت و مرمت 10 نمونه از اسکلتهای انسانی سایتموزۀ عصر آهن تبریز، تیم مرمتی سایتموزۀ عصر آهن تبریز: سرکار خانم نادیا غیاثی و زهره شجاعی ملکی، آقایان: سجاد محمدرحیمی، محمدامین صباغیان بیدگلی، پویا فخر کمال سپاسگزاری و قدردانی را دارند.
فهرست منابع
- Bisht, A.S. 2010. Conservation Of Textiles Bone and Ivory. New delhi: Agam Kala Prakashan.
- Caple, C, and V Garlick. 2020. Studies in Archaeological Conservation. London: Routledge.
- Collins, MJ, C.M Nielsen-Marsh, J C Hiller, C Smith, S Roberts, R V Prigodich, T J Wess, J Csapó, A.R Millard, and G Turner-Walker. 2002. "The survival of organic matter in bone: A review." Archaeometry 383-394.
- Gaget, Lucie. 2019. 3D printing enabling dinosaur skeleton reconstruction. Nov 13. https://www.sculpteo.com/blog/2019/11/13/3d-printing-enabling-dinosaur-skeleton-reconstruction/#:~:text=The%20Naturalis%20Biodiversity%20Center%20used,reconstruction%20of%20damaged%20historical%20structures.
- Johnson, Jessica S. 1994. "Consolidation of Archaeological Bone: A Conservation Perspective." Journal of Field Archaeology 221-233.
- Neher, D.A. 1999. "Nematode Communities in Organically and Conventionally Managed Agricultural Soils." Journal of Nematology 31(2) 142-154.
- Nikita, E, and A Karligkioti. 2019. Basic gudelines for the excavation and study of human skeletal remains. nicosia: The cyprus institute.
- Pansu, M, and J Gautheyrou. 2006. Handbook of Soil Analysis: Mineralogical, Organic and Inorganic Methods. Berlin: Springer.
- Porpora, F, V Zaro, L Liccioli, A Modi, A Meoli, G Marradi, S Barone, et al. 2022. "Innovative nanomaterials for bone remains consolidation: performance evaluation and impact on 14 C palaeogenetic analysis." researchsquare 1-16.
- Pouliot, Bruno P. 2000. The Winterthur Guide to Caring for Your Collection. Hanover: University Press of New England.
- Rossi, D, DE Gruchy, and N.C Lovell. 2004. "A comparative experiment in the consolidation of cremated bone." International Journal of Osteoarchaeology. Published online in Wiley InterScience (www.interscience.wiley.com). 104-111.
- Sease, Catherine. 1994. A Conservation Manual for the Field Archaeologist. Los Angles: Cotsen Institute of Archaeology Press.
- Wesche, Anne. 2014. Recommendations for the Care of Human Remains in Museums and Collections. Germany: Deutscher Museumsbund e.
- Yosuf Abu Dalou, A, A Mohamed Elserogy, A Al-Shorman, and A Khwaileh. 2017. "Bioarchaeology, conservation and display of a 16K-human skeleton, Jordan." Mediterranean Archaeology and Archaeometry 251-263.
Conservation and Restoration of a Sample of Human Skeletons Belonging to the Iron Age Museum of Tabriz
Jalil Esmailnejad Timourabadi*1, Fariba Majidi 2, Gholamreza yazdani 3, Mehdi Razani4
1- M.A restoration of cultural and historical objects, Faculty of Cultural Materials Conservation, Tabriz Islamic Art University, Iran
2- M.A restoration of cultural and historical objects, Iran
3- - M.A restoration of cultural and historical objects, Azarbaijan Museum, Iran
4- Associate Professor, Faculty of Cultural Materials Conservation, Tabriz Islamic Art University, Iran
Abstract
Bones and human skeletal remains are among the most important materials found in many archeological explorations. Bones are composite materials consisting of organic and inorganic parts. Minerals constitute 70% of the dry weight of bones and organic substances the rest. This valuable material is degraded by environmental factors and microorganisms and its physical and mechanical properties are lost. Therefore, it is necessary to preserve bones. The Iron Age Cemetery of Tabriz with its buried human remains and the items found inside the tombs in the natural environment has been converted into a museum site. This article describes the preservation and reconstruction of a sample of human skeleton belonging to this museum site taking into account the available pictures related to the exploration date and removal of the factors damaging the skeletons. The results of the tests on soil EC, type of soil granulation and pH, the qualitative identification of the dissolved salts (anions) and the determination of the moisture content in the burial site indicated that the soil had a high moisture content, strong saline salts and a loamy texture. The soil and skeleton had neutral (weakly alkaline) pH values. After carrying out the necessary studies, the skeleton was transferred to the workshop to be preserved and reconstructed and the soil in the bottom of the tomb was removed and desalinated with distilled water. Nano hydroxyapatite was used to improve the strength of the bones and Moldano and Simacryl R83 to reconstruct the lost parts of the skeleton. Plexiglas was employed as the insulator in the bottom of the tombs to cope with the rising moisture content.
Keywords: Tabriz, Iron Age Museum, Conservation-Restoration, Bone, Human Skeletons
[*] . esmailnezhad.jalil75@gmail.com
[†]- Clay loam
استخوانها و بقایای اسکلت انسانی از مهمترین موادی است که در اغلب کاوشهای باستانشناسی به دست میآیند. استخوان مادهای ترکیبی است که از بخشهای آلی و معدنی تشکیلشده است و از لحاظ وزن خشک تقریباً 70% مادۀ معدنی و 30% مادۀ آلی است. این مادۀ ارزشمند، در برابر عوامل محیطی و میکروارگانیسمها تخریب میشود و ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی خود را از دست میدهد. ازاینرو حفاظت از این مواد امری ضروری است. گورستان عصر آهن تبریز، گورستانی است که در فضای طبیعی خود همراه با تدفینهای انسانی و آثار درون آنها تبدیل به سایتموزه شده است. هدف این مقاله حفاظت و مرمت یک نمونه از اسکلتهای انسانی متعلق به این سایتموزه با رویکرد چیدمان مجدد اسکلت در محل گور خود با توجه به تصاویر موجود در زمان کاوش و حذف عوامل آسیبرسان است. آزمایشهای Ec خاک، نوع دانهبندی خاک، میزان pH خاک، شناسایی کیفی نمکهای محلول (آنیونها) و سنجش رطوبت محیط دفن نشان از داشتن نمک شور قوی در خاک و درصد بالای رطوبت این سایتموزه را دارد. همچنین نوع خاک، لوم رسی و pH خاک و استخوان خنثی و قلیایی ضعیف شناسایی شد. پس از مطالعه و بررسیهای لازم، اسکلت بهمنظور حفاظت و مرمت از گور برداشته و به کارگاه مرمت انتقال داده شد. خاک گور نیز بهمنظور نمکزدایی برداشته و با آب مقطر نمکزدایی شد. استحکامبخشی استخوانها با نانو هیدروکسی آپاتیت انجام شد و بازسازی قسمتهای مفقودی با گچ مولدانو و چسب سیماکریل R83 صورت گرفت. بازسازی بخشهای مفقود و شکسته شده بر مبنای این هدف صورت پذیرفت که اسکلت مورد مرمت باید به همان صورت اولیه در گور قرار گیرد. برای جلوگیری از رطوبت بالارونده در کف گورها جعبهای ساخته شده با پلکسیگلس بهعنوان عایق رطوبتی در کف گورتعبیه شد. در نهایت پس از مرمت، اسکلت مجدداً در گور خود به همان صورت اولیه در هنگام کاوش چیده شد.
| Article View | 1,252 |
| PDF Download | 332 |